بخش اول طراحی سایت سریع و ساده و کاربردی
به دنیای بینهایت طراحی سایت خوش آمدید! شاید تا همین چند وقت پیش، فکر میکردید راهاندازی یک وبسایت، کار متخصصان کامپیوتر با مانیتورهای بزرگ و کدهای عجیب است. اما امروز، قصد دارم پرده از این راز بردارم: هر کسی میتواند صاحب یک سایت حرفهای شود، حتی بدون دانستن یک خط کد.
این مسیر را با هم قدمبهقدم پیش میرویم، مثل سفری که قرار است شما را از یک سرگردان در جادههای اینترنت، به یک سازنده ماهر تبدیل کند. فقط کافی است با من همراه شوید و اجازه دهید تصاویر این سفر را برایتان نقاشی کنم.
قبل از هر چیزی، بیایید صادق باشیم: شما به یک سایت نیاز دارید!
فرقی نمیکند صاحب یک کسبوکار کوچک هستید، یک هنرمند خلاق، یک نویسنده یا حتی یک معلم. امروز، نداشتن یک سایت، مثل این است که فروشگاهی داشته باشید اما درِ آن را به روی خیابان باز نکنید. سایت شما، ویترین همیشگی شما در بزرگترین خیابان دنیاست؛ خیابانی به نام اینترنت. اگر تا به حال فکر میکردید که ساخت یک سایت هزینههای گزاف یا پیچیدگیهای فنی دارد، بگذارید با یک مثال ذهنی، این باور را کنار بگذاریم.
تصور کنید میخواهید یک غرفه در یک نمایشگاه بزرگ راهاندازی کنید. دو راه پیش رو دارید:
راه اول این است که از صفر، با چوب و میخ و رنگ، خودتان غرفه را بسازید. این یعنی کدنویسی؛ یعنی شما باید تمام جزئیات فنی را بدانید، از نوع چوب گرفته تا مقاومت میخها. این کار فوقالعاده است اما زمانبر، پر هزینه و نیازمند تخصص بالا.
راه دوم اما بسیار سادهتر است: شما به سراغ یک غرفهساز حرفهای میروید که غرفههای آماده و زیبایی دارد. شما فقط یکی را انتخاب میکنید، بعد لوگوی خودتان را روی آن نصب میکنید، رنگهای مورد علاقهتان را به آن میدهید و ظرف کمتر از یک ساعت، غرفهتان آماده نمایش است. این دقیقاً همان کاری است که سایتسازهای آنلاین مثل وبزی برای شما انجام میدهند. آنها تمام پیچیدگیهای فنی را پشت صحنه پنهان کردهاند و فقط یک ابزار ساده و زیبا در اختیار شما قرار دادهاند تا به راحتی طراحی سایت شخصی خودتان را انجام دهید.
قدم اول: یک اسم به یادماندنی برای خود دست و پا کنید
حالا که تصمیم گرفتهاید وارد این مسیر شوید، اولین کاری که باید بکنید، انتخاب یک اسم خوب است. این اسم، همان دامنه یا آدرس سایت شماست. مثلاً اگر اسم برند شما «چوب و رنگ» است، میتوانید آدرس chooborang.com را ثبت کنید. سعی کنید اسمی کوتاه، ساده و مرتبط با کارتان انتخاب کنید تا کاربران به راحتی آن را به خاطر بسپارند.
قدم دوم: یک فضای امن برای سایتتان اجاره کنید
به هاست یا همان میزبانی سایت فکر کنید مثل یک خانه برای تمام فایلها، عکسها و نوشتههای شما. این خانه باید امن و همیشه در دسترس باشد تا وقتی کاربری آدرس شما را در مرورگر تایپ میکند، بتواند وارد سایتتان شود. خبر خوب این است که بسیاری از سایتسازها، این خانه را هم به صورت رایگان یا با هزینه بسیار کم در اختیار شما قرار میدهند.
قدم سوم: قالب را انتخاب کنید؛ مثل انتخاب لباس برای سایتتان
حالا نوبت به جذابترین بخش میرسد: انتخاب قالب یا پوسته سایت. فکرش را بکنید که هزاران لباس شیک و مدرن در کمدتان آویزان است و شما یکی را انتخاب میکنید که بیشتر از همه به شخصیتتان میآید. قالبهای آماده امروزی آنقدر متنوع و زیبا هستند که برای هر نوع کسبوکاری، یک مدل اختصاصی وجود دارد. یک کلیک روی قالب مورد نظر، ظاهر کل سایت شما را متحول میکند.
قدم چهارم: شخصیسازی؛ یعنی رنگ و لعاب کار خودتان
بعد از انتخاب قالب، شما میتوانید هر جایی از سایت را به سلیقه خودتان تغییر دهید. رنگهای برندتان را به کار بگیرید، لوگو را در جای خود قرار دهید، عکسهای زیبا اضافه کنید و حتی ترتیب بخشها را جابهجا کنید. اینجاست که حس خالق بودن به شما دست میدهد؛ شما دارید یک سایت حرفهای را بدون کوچکترین کدنویسی، مطابق با سلیقه خودتان میسازید.
قدم پنجم: محتوای ارزشمند تولید کنید، قلب سایتتان را بتپانید
یک سایت زیبا بدون محتوا، مثل یک قصر خالی است. کاربران برای دیدن چه چیزی به سایت شما میآیند؟ برای خواندن مطالبی که شما مینویسید، دیدن محصولاتتان یا استفاده از خدماتی که ارائه میدهید. پس وقت بگذارید و صفحات اصلی مثل «درباره ما»، «خدمات» و «تماس با ما» را تکمیل کنید. نوشتن یک وبلاگ هم میتواند کمک کند تا بازدیدکنندگان بیشتری به سمت شما بیایند.
قدم ششم: سایتتان را به موتورهای جستجو معرفی کنید
تصور کنید بهترین فروشگاه دنیا را در اعماق یک جنگل انبوه راهاندازی کردهاید. هیچکس شما را نمیبیند! اینجاست که سئو یا بهینهسازی برای موتورهای جستجو وارد میشود. سئو یعنی به گوگل بگویید: «سلام! من اینجا هستم و بهترین مطالب را در مورد طراحی سایت دارم. لطفاً مرا به مردمی که به دنبال این موضوع هستند نشان بده.» یادگیری اصول اولیه سئو، کلید موفقیت شما در جذب بازدیدکننده است.
📞 وقت آن رسیده که قدم محکمی بردارید!
شما در این مسیر تنها نیستید. میدانم که شاید هنوز سوالهای زیادی در ذهنتان باشد: کدام سایتساز را انتخاب کنم؟ هزینهها چقدر است؟ چطور میتوانم سایتام را به اولین نتایج گوگل برسانم؟
خبر خوب این است که نیازی نیست همه چیز را به تنهایی کشف کنید. من اینجا هستم تا به شما کمک کنم. اگر احساس میکنید نیاز به یک مشاوره فنی دارید یا دوست دارید پیش از شروع، یک نقشه راه اختصاصی برای سایتتان داشته باشید، میتوانید همین حالا با من در ارتباط باشید. همچنین اگر ترجیح میدهید تمام مراحل ساخت سایت را به یک تیم حرفهای بسپارید، تیم ما آماده است تا سایت رویاییتان را از صفر تا صد برای شما پیادهسازی کند.
برای ثبت درخواست مشاوره رایگان یا سفارش طراحی سایت، کافی است از طریق فرم تماس در وبلاگ با ما پیام بگذارید. اولین قدم را بردارید و آینده دیجیتال خود را امروز بسازید.
بخش دوم: سفر واقعی یک مبتدی به دنیای طراحی سایت روایت یک داستان
حالا که با اصول اولیه آشنا شدید، بیایید یک قدم جلوتر برویم. اما این بار، نه با توضیحات خشک، بلکه با همراه شدن با یک شخصیت واقعی. اجازه دهید شما را با «آرمان» آشنا کنم؛ یک جوان معمولی مثل خودتان که دقیقاً همین روزها تصمیم گرفت وارد دنیای طراحی سایت شود و ماجراجوییاش را از همین نقطه شروع کرد.
آرمان و رویای طراحی سایت فروشگاه اینترنتی اش
آرمان، یک عاشق واقعی صنایع دستی بود. ماهها بود که با عشق و علاقه، کیفها و زیورآلات چرمی دستساز تولید میکرد و در نمایشگاههای محلی به فروش میرساند. اما همیشه یک مشکل بزرگ داشت: مشتریانش فقط افرادی بودند که به صورت حضوری از غرفه او بازدید میکردند. او میدانست که هزاران نفر در شهرهای دیگر هستند که عاشق محصولاتش میشوند، اما راهی برای دیدن آنها نداشتند.
یک روز عصر، وقتی داشت یک کیف چرمی قهوهای را با دقت تمام آماده میکرد، ناگهان به خودش گفت: «چرا من یک سایت ندارم؟ چرا نمیتوانم کارهایم را به تمام ایران نشان بدهم؟» او تا آن روز فکر میکرد ساخت یک سایت کار فوقالعاده سختی است و فقط افراد متخصص از پسش برمیآیند. اما آن شب، تصمیم گرفت تحقیق کند.
اولین جستجو: دریایی از اطلاعات
آرمان پشت لپتاپش نشست و در گوگل عبارت «آموزش گام به گام طراحی سایت» را جستجو کرد. هزاران نتیجه ظاهر شد. او کمی ترسیده بود، اما وقتی دید که سایتسازهای زیادی وجود دارند که ادعا میکنند در کمتر از یک ساعت میتوان یک سایت حرفهای راهاندازی کرد، ذرهای امیدوار شد.
یکی از اولین چیزهایی که توجهش را جلب کرد، سایتسازهای رایگان بودند. البته رایگان برای شروع وگرنه باید ماهانه برای استفاده پولی پرداخت کرد. او با خودش فکر کرد: «اگر رایگان است، چرا امتحان نکنم؟» اما یک نکته مهم را متوجه شد: خیلی از این سایتسازهای رایگان، آدرسهای طولانی و عجیبی به سایت شما میدهند (مثلاً arman.sitesaz.com) و همچنین تبلیغات خودشان را در گوشه صفحه شما نمایش میدهند. این یعنی شما صاحب واقعی سایتتان نیستید. آرمان تصمیم گرفت یک راه حرفهایتر را انتخاب کند.
انتخاب اسم؛ لحظهای که همه چیز جدی شد
آرمان میدانست که اسم برندش، هویت اوست. او تمام شب را به فکر کردن گذراند. بالاخره تصمیم گرفت اسم فروشگاهش را «چرمنقش» بگذارد. یک اسم ساده، خاطرهانگیز و مرتبط با کارش. او با هیجان به سراغ ثبت دامنه رفت و دید که charmnaghsh.com هنوز آزاد است. با یک کلیک و پرداخت مبلغی ناچیز، صاحب آن آدرس اینترنتی شد. این لحظه، اولین گام واقعی او در مسیر طراحی سایت بود.
انتخاب قالب در طراحی سایت؛ مثل خرید یک لباس مجلسی
حالا نوبت به جذابترین بخش رسید. آرمان وارد پنل سایتساز مورد نظرش شد و شروع به مرور قالبها کرد. هزاران قالب رنگارنگ و زیبا جلوی چشمش رژه میرفتند: قالبهای فروشگاهی با اسلایدرهای بزرگ، قالبهای شرکتی با طراحی مینیمال، قالبهای وبلاگی با فونتهای خوانا و… او با دقت هر کدام را بررسی میکرد و سعی میکرد تصویر کند که محصولات چرمیاش در آن قالب چطور به نظر میرسند.
بالاخره قالبی را انتخاب کرد که زمینهاش کرم و قهوهای بود، دقیقاً مثل رنگ چرمهای خودش. یک قالب فروشگاهی با عکسهای بزرگ که میتوانست کیفها و کمربندهایش را در بهترین حالت ممکن نمایش دهد. او روی دکمه «نصب قالب» کلیک کرد و کمتر از ده ثانیه، کل ظاهر سایتش متحول شد. این یعنی قدرت سایتسازها؛ چیزی که تا چند سال پیش فقط در رویاهایش میگنجید.
لحظه شخصیسازی در طراحی سایت؛ جایی که خلاقیت به اوج میرسد
آرمان حالا یک قالب زیبا داشت، اما این قالب، قالب همه بود. او باید آن را به نام خودش میزد. وارد بخش شخصیسازی شد و شروع کرد به تغییر رنگها. پسزمینه را به رنگ کرم روشن تغییر داد، دکمهها را قهوهای تیره کرد و فونتها را به سمت سبکی کلاسیک برد. لوگوی برندش را که یک طرح ساده از یک کیف چرمی بود، در بالای صفحه قرار داد. با جابهجا کردن بخشها، ترتیب نمایش محصولات را تغییر داد و یک اسلایدر برای نمایش بهترینهایش ساخت.
او حس میکرد دارد یک نقاشی میکشد؛ یک نقاشی که قرار است هویت دیجیتال او باشد. تمام این کارها را با چند کلیک ساده انجام داد و هیچجا نیازی به نوشتن کد ندید. این دقیقاً همان چیزی بود که به دنبالش بود: طراحی سایت بدون استرس و پیچیدگی.
پر کردن صفحات؛ روح دادن به سایت
سایت آرمان حالا زیبا بود، اما خالی. او باید به آن جان میداد. اولین صفحهای که نوشت، درباره ما بود. او با تمام وجود، داستان عشقش به چرم و صنایع دستی را نوشت: اینکه چطور از کودکی به بوی چرم علاقه داشت و چطور هر محصولش را با ساعتها دقت و ظرافت میسازد. این صفحه، قلب تپنده سایتش شد.
بعد نوبت به محصولات رسید. او برای هر کیف و کمربند، یک صفحه جداگانه ساخت، عکسهای باکیفیت از زوایای مختلف اضافه کرد، قیمت و توضیحات کامل نوشت و حتی فیلم کوتاهی از نحوه تولید یکی از کیفها را در همان صفحه قرار داد. کاربران میتوانستند بدون تماس حضوری، تمام زوایای محصول را ببینند و تصمیم به خرید بگیرند.
وبلاگ؛ راز جذب مخاطب
آرمان یک صفحه وبلاگ هم به سایتش اضافه کرد. او تصمیم گرفت هر هفته یک مطلب بنویسد؛ مثلاً «چطور از کیف چرمی مراقبت کنیم؟» یا «فرق چرم طبیعی با چرم مصنوعی چیست؟». این کار دو فایده داشت: اول اینکه به مخاطبانش ارزش میداد و آنها را به سایتش جذب میکرد، دوم اینکه به گوگل نشان میداد سایتش همیشه تازه و بهروز است. گوگل عاشق سایتهایی است که محتوای جدید تولید میکنند.
آشنایی با سئو؛ دیده شدن در میان میلیونها سایت
بعد از چند هفته، آرمان متوجه شد که بازدیدکنندگان چندانی به سایتش نمیآیند. با خودش فکر کرد: «من بهترین محصولات را دارم، اما کسی مرا پیدا نمیکند. چرا؟» اینجا بود که با دنیای سئو آشنا شد. او فهمید که برای اینکه گوگل سایتش را به کاربرانی که عبارت «خرید کیف چرمی» یا «طراحی سایت فروشگاهی» را جستجو میکنند نشان دهد، باید یک سری اصول ساده را رعایت کند.
مثلاً فهمید که باید در هر صفحه از کلمات کلیدی مرتبط استفاده کند، برای عکسها توضیحات بنویسد و سرعت بارگذاری سایتش را بالا نگه دارد. او شروع کرد به نوشتن مطالب وبلاگ با کلمات کلیدی مثل آموزش ساخت سایت فروشگاهی و انتخاب قالب مناسب و به مرور زمان، تعداد بازدیدکنندگانش شروع به رشد کرد.
چالشها؛ بخشی از مسیر
البته مسیر آرمان کاملاً هموار نبود. یک روز متوجه شد که فرم تماس با ما کار نمیکند. روز دیگر دید که عکسهایش در گوشی موبایل درست نمایش داده نمیشوند. اما هر بار، با کمی جستجو و مطالعه، مشکل را حل میکرد. او یاد گرفت که سایتسازها معمولاً پشتیبانی یکنواختی دارند و میتوان با یک پیام ساده، اکثر مشکلات را رفع کرد. این چالشها به جای اینکه او را ناامید کند، مصممترش ساخت.
نتیجه یک ماه تلاش؛ فروشگاهی که رویاها را به واقعیت تبدیل کرد
یک ماه بعد، آرمان صاحب یک فروشگاه اینترنتی حرفهای بود که روزانه دهها بازدیدکننده داشت. او اولین سفارش اینترنتیاش را از شهری دورافتاده دریافت کرد و وقتی آن کیف چرمی را با دقت بستهبندی میکرد، اشک شوق در چشمانش حلقه زد. او با ساخت یک سایت و طراحی سایت، نه فقط یک فروشگاه، بلکه پلی به سوی رویاهای بزرگترش ساخته بود.
🚀 حالا نوبت شماست؛ آرمان بعدی، خودتان هستید!
داستان آرمان، داستان خیلیهای دیگر است. شاید شما هم یک ایده در سر دارید، یک محصول خاص، یک هنر زیبا یا یک دانش ارزشمند که میخواهید با دنیا به اشتراک بگذارید. طراحی سایت این امکان را به شما میدهد که بدون نیاز به سرمایههای کلان و تخصصهای پیچیده، رویای خود را به واقعیت تبدیل کنید.
اگر داستان آرمان برایتان آشنا بود و احساس میکنید زمانش رسیده که دست به کار شوید، اما هنوز در انتخاب مسیر یا ابزار مناسب برای طراحی سایت شک دارید، من اینجا هستم تا راهنمای شما باشم. نیازی نیست همه چیز را به تنهایی کشف کنید. یک جلسه مشاوره فنی میتواند تمام ابهامات شما را برطرف کند و مسیرتان را هموارتر سازد.
همچنین اگر ترجیح میدهید طراحی سایت و ساخت سایتتان را به دستان باتجربه بسپارید و در کمترین زمان ممکن، یک سایت حرفهای مطابق با برندتان تحویل بگیرید، تیم من آماده است تا از صفر تا صد پروژه را برایتان اجرا کند. فقط کافی است روی دکمه «درخواست مشاوره» کلیک کنید و فرم را پر کنید. ما با شما تماس میگیریم و قدمبهقدم همراهتان خواهیم بود.
به یاد داشته باشید: هر سایت بزرگی، روزی با یک کلیک شروع شده است. آن کلیک، مال شماست.
بخش سوم: نکات طلایی طراحی سایت، اشتباهات رایج و چند نکته بامزه برای شادی شما
خب، تا اینجای کار، با آرمان همراه شدید، دیدید که چطور یک نفر با انگیزه و بدون هیچ دانش فنی، توانست در مسیر طراحی سایت صاحب یک فروشگاه اینترنتی شود. اما حالا که تصمیم خودتان را گرفتید و یک لبخند رضایت روی لبتان نشسته، بیایید کمی عمیقتر شویم. این بار اما با یک فنجان چای داغ، یک حال خوب و البته کمی شوخی، چون طراحی سایت قرار نیست همیشه جدی و خشک باشد؛ گاهی یک باگ ساده میتواند تبدیل به یک خاطره خندهدار شود، به شرطی که از قبل برایش آماده باشید.
۱. انتخاب سایتساز؛ مثل انتخاب همسر، اشتباه نکنید!
اولین و مهمترین تصمیمی که تازهکارهای طراحی سایت میگیرند، انتخاب یک سایتساز یا سیستم مدیریت محتواست. این انتخاب، مثل انتخاب همسر است؛ اگر اشتباه کنید، سالها با آن کلنجار میروید و هر روز به خودتان میگویید «کاش اولش بیشتر فکر میکردم!»
خیلی از دوستان از من میپرسند: «آقا وبزی خوبه؟ وردپرس چی؟» من همیشه میگویم: «سوال خوبی پرسیدی، اما بگذار یک سوال از خودت بپرسی: تو آدم صبحهایی هستی که دوست داری همه چیز از قبل آماده باشد و فقط رنگش را عوض کنی، یا آدمی هستی که دوست داری از صفر تا صد، همه چیز را با دست خودت بسازی؟»
اگر آدم اولی هستی، سایتسازهای آماده مثل وبزی، انتخاب عالیای هستند. همه چیز آنجا مهیاست، فقط کافی است یک قالب انتخاب کنی، لوگو بزنی و شروع به پر کردن محتوا کنی. مثل رفتن به یک رستوران خوب است که غذا را حاضر و آماده جلوی شما میگذارند.
اما اگر آدم دومی هستی و دوست داری هر پیچ و مهره سایت را خودت تنظیم کنی، وردپرس بهترین گزینه است. وردپرس مثل یک آشپزخانه مجهز است که هر ادویهای که دوست داری، در آن پیدا میشود، اما باید خودت دست به کار شوی و غذا را بپزی. البته اگر اشتباه کنی، ممکن است غذا بسوزد، اما خب، تجربه میشود دیگر!
نکته خندهدار اینجاست که بعضی از دوستان، اول میروند سراغ وردپرس چون فکر میکنند خیلی حرفهایاند، بعد از یک هفته کلافگی، با چشمانی گریان به سراغ سایتسازهای ساده میآیند و میگویند: «کاش اولش به حرف تو گوش میدادم!» پس خودتان را بشناسید و صادق باشید؛ این کار شما را از کلی سردرد نجات میدهد.
۲. دامنه و هاست؛ گرانترین اشتباهات تازهکارها
یکی از خندهدارترین اشتباهاتی که تازهکارهای طراحی سایت مرتکب میشوند، انتخاب دامنه نامناسب است. یک دوست داشتی، برای فروشگاه عسلاش، دامنه besthoney.ir را انتخاب کرد. خیلی هم خوشحال بود تا اینکه یک روز متوجه شد خیلی از مردم، «هانی» را به جای عسل، اسم دختر فرض میکنند و فکر میکنند فروشگاه اکسسوری زنانه است! فروشش به جای اینکه بالا برود، مردم گیج میشدند که اینجا عسل میفروشند یا کیف و کفش.
پس اسمی انتخاب کنید که:
- کوتاه باشد (اگر کسی نتواند آدرس شما را تایپ کند، به گوگل میرود و شما را گم میکند!)
- مرتبط با موضوع باشد (اگر عسل میفروشید، توی اسمتان «عسل» باشد، نه «هانی»!)
- به راحتی تلفظ و نوشته شود (فکر نکنید همه مثل شما باسوادند!)
در مورد هاست هم، لطفاً برای صرفهجویی دههزار تومانی، سراغ هاستهای ارزانقیمت و بیکیفیت نروید. هاست ارزان، مثل یک تاکسی فرسوده است که وسط مسیر خراب میشود و شما را با چمدانهایتان در میان بزرگراه جا میگذارد. سایت شما باید همیشه آنلاین باشد؛ اگر یک مشتری بیاید و سایتتان را باز نکند، احتمالاً دیگر برنمیگردد. برایش یک تاکسی اسنپِ خوب (هاست باکیفیت) بگیرید تا خیالتان راحت باشد.
۳. قالب؛ زندگی رویایی در یک پوستر چندمگابایتی
یکی از جاهای خوشحالکننده، انتخاب قالب است. من همیشه به دوستانم میگویم: «انتخاب قالب، مثل انتخاب کت و شلوار برای عروسی خودتان است. ممکن است مدلش را خیلی دوست داشته باشید، اما اگر سایزتان نباشد، تا آخر شب حسابی اذیت میشوید.»
قالبهای زیادی در بازار وجود دارند که ادعا میکنند «سریعترین»، «زیباترین» و «بهترین» هستند. اما واقعیت این است که یک قالب خوب، قالبی است که:
- بارگذاریش سریع باشد (اگر کاربر مجبور باشد ۵ ثانیه منتظر بماند، مثل این است که پشت چراغ قرمز معطل شده باشد؛ احتمالاً از ماشین پیاده میشود و میرود!)
- واکنشگرا باشد (یعنی در موبایل و تبلت هم قشنگ نشان داده شود؛ چون اگر نه، کاربر گوشی را پرت میکند و میرود سراغ رقیب!)
- ساده و بیآلایش باشد (هرچه شلوغتر باشد، کاربر زودتر خسته میشود. سادگی، نشانه هوش است!)
یک نکته بامزه: بعضی از دوستان، قالبی پر از افکتهای چشمکزن و انیمیشنهای عجیب انتخاب میکنند و به خودشان میبالند که «چه سایت شیکی دارم!» اما کاربر با دیدن آن همه حرکت، حس میکند وارد یک کازینوی لاسوگاس شده و سریع فرار میکند. پس زیادهروی نکنید؛ سادگی کلید موفقیت است.
۴. سئو؛ یا همان «خودت را به گوگل معرفی کن»
بعد از اینکه سایتتان را راه انداختید، نوبت میرسد به معرفی کردن آن به گوگل. به قول معروف، اگر در جنگل بهترین میوه را هم داشته باشید، تا کسی نداند، میوهها میپوسند و شما گرسنه میمانید.
سئو یا بهینهسازی برای موتورهای جستجو، دقیقاً یعنی «بلندگو دست گرفتن و گفتن: هی گوگل، من اینجام، بهترین مطالب را درباره طراحی سایت و ساخت فروشگاه اینترنتی دارم، لطفاً مرا به مردم نشون بده.»
خیلیها فکر میکنند سئو یک علم پیچیده و مرموز است که فقط ذهنهای نابغه میتوانند از پسش بربیایند. اما در حقیقت، اصول اولیه سئو آنقدرها هم سخت نیست:
- کلمات کلیدی مناسب را در متون خود به کار ببرید (اما نه آنقدر که متن رباتی شده باشد!)
- برای هر صفحه، یک عنوان و توضیح مختصر (متا دیسکریپشن) بنویسید که کاربر را به کلیک ترغیب کند.
- به صفحات داخلی سایتتان لینک دهید تا خزندههای گوگل راحتتر بگردند.
- محتوای تازه و مفید تولید کنید (وبلاگتان را زنده نگه دارید، نه مثل خیلیها که آخرین مطلبشان مربوط به سال ۱۳۹۵ است!)
یک شوخی کوچک: دوستی داشتم که سایتش رتبه خوبی نداشت. رفتم دیدم، نوشتههایش پر از کلمات کلیدی است، اما جملهها آنقدر نامفهوم شده بودند که انگار یک خارجی با ترجمه گوگل نوشته. گفتم: «داداش، سئو یعنی کاربرپسند بنویسی، نه رباتپسند!» یک ماه بعد، با محتوای انسانی، رتبهاش چند پله بالا آمد. پس برای گوگل ننویسید، برای انسان بنویسید، بعد گوگل هم خوشش میآید.
۵. امنیت؛ آن مرد خوشتیپ پشت صحنه
یک نکته مهم که خیلیها نادیده میگیرند، امنیت سایت است. میگویند: «مگر ما که سایت کوچکی داریم، کی میخواهد هکمان کند؟» اما باور کنید، هکرها مثل بچههای شرور نیستند که فقط سراغ درختهای بزرگ بروند؛ آنها هر دری را که باز ببینند، وارد میشوند، حتی اگر درخت کوچکی پشتش باشد.
حداقل کارهایی که باید بکنید:
- از رمزهای قوی استفاده کنید (نه اینکه رمزتان 123456 باشد و با افتخار بگویید «تا حالا نخورده!»)
- افزونهها و قالبها را بهروز نگه دارید (مثل واکسن زدن است؛ جلوی بسیاری از بیماریها را میگیرد.)
- از گواهی SSL استفاده کنید (همان قفل سبزی که کنار آدرس سایت میبینید؛ کاربران به سایتی که قفل ندارد، اعتماد نمیکنند، انگار که وارد یک مغازه بدون در شده باشند!)
۶. تحلیل و آنالیز؛ چشم سوم شما
آخرین نکته و شاید مهمترینش، آنالیز کردن سایت است. شما نمیتوانید بهبود پیدا کنید مگر اینکه بدانید الان کجا هستید. گوگل آنالیتیکس و سرچ کنسول، دو تا از بهترین دوستان شما هستند. اولی نشان میدهد چه کسی به سایتتان آمده و چه کرده، دومی نشان میدهد گوگل شما را چطور میبیند.
خیلیها این ابزارها را نصب میکنند و بعد هیچوقت بهشان سر نمیزنند، مثل خرید یک دستگاه پیشرفته اسپرسوساز که فقط برای تزئین آشپزخانه از آن استفاده میکنید! هر هفته یک ربع وقت بگذارید و ببینید چه کلماتی مردم را به شما آورده، چه صفحاتی پرطرفدار است و چه صفحاتی بازدیدکننده چندانی ندارند. این کار به شما کمک میکند تا استراتژی محتواییتان را بهینه کنید.
۷. اشتباهات خندهداری که بهتر است تکرار نکنید
برای خنده، اجازه دهید سه اشتباه رایج را با هم مرور کنیم:
- اشتباه اول: عکسهای سنگین. برخی دوستان، عکسهای ۱۰ مگابایتی از محصولاتشان در سایت میگذارند و بعد شکایت دارند که سایت کند است! وقتی بهشان میگوییم «عکسها را کمحجم کن»، میگویند: «مگر عکاسی بلدم؟!» خوب، یاد بگیرید یا از ابزارهای آنلاین استفاده کنید. کاربری که ۱۰ ثانیه منتظر بماند تا عکسها باز شوند، حوصلهاش سر میرود و میرود، درست موقعی که نزدیک بود خرید کند!
- اشتباه دوم: تماس با ما گمشده! یک دوست، فرم تماس را در پایینترین بخش سایت قرار داده بود، آنقدر پایین که باید سه بار اسکرول میکردی تا پیدا کنی. گفتم: «میخواهی مشتری با کوهنوردی به فرمت برسد؟» فرم تماس باید در دسترس باشد؛ مثل پیشخوان یک فروشگاه که کنار در ورودی است، نه پشت انبار.
- اشتباه سوم: بیتوجهی به موبایل. این روزها بیش از ۷۰٪ کاربران با موبایل وارد سایت میشوند، اما بعضی از دوستان سایت را فقط برای دسکتاپ طراحی میکنند و وقتی موبایل بازش میکنند، همه چیز به هم ریخته است. کاربر موبایلی، مثل یک عابر پیاده است که از جلوی ویترین شما رد میشود؛ اگر ویترین نامرتب باشد، حتی نگاه هم نمیکند.
🎯 و حالا، جمله پایانی با یک لبخند
اگر تا اینجا با من همراه بودید، یعنی واقعاً به طراحی سایت علاقه دارید و دوست دارید اولین تجربهتان را بدون اشتباهات رایج پشت سر بگذارید. ولی صادقانه بگویم، هیچکس از روز اول حرفهای نمیشود؛ حتی من، اولین سایتم شبیه یک دفتر نقاشی کلاس اولیها بود! مهم این است که شروع کنید، اشتباه کنید، بخندید و بهتر شوید.
اما اگر دوست ندارید این اشتباهات را خودتان تجربه کنید و ترجیح میدهید یک بار و به درستی کار کنید، من و تیمام اینجا هستیم. میتوانیم از صفر تا صد، یک سایت حرفهای، سریع، امن و با سئوی مناسب برایتان بسازیم. فقط کافی است درخواست مشاوره فنی بدهید تا با هم مسیرتان را مشخص کنیم. یا اگر میخواهید مستقیماً سفارش طراحی سایت بدهید، فرم رو پر کنید و کار را به دستان باتجربه بسپارید.
در هر صورت، این مسیر، یکی از بهترین تصمیمهایی است که در زندگی حرفهایتان میتوانید بگیرید. پس امروز را به فردا موکول نکنید؛ چون فردا ممکن است رقیبتان سایتش را زده باشد و شما هنوز دارید به این فکر میکنید که «کاش زودتر شروع کرده بودم!»
حالا بروید و یک فنجان چای بریزید، به آرمان فکر کنید، به خودتان ایمان داشته باشید و یادتان باشد:
هر سایت بزرگی با یک کلیک شروع شده است. آن کلیک، مال شماست.